عبد المحمد آيتى
108
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
[ 187 ] و در اثر سوءظنى شحنهء آنجا را بكشت و از خادمان خاص خود يكى را به شحنگى گماشت . و قصدش آن بود كه اگر از مقاومت عاجز شود از آب بگذرد . چون التاجو با لشكر فرا رسيد ، امير مقرب الدين مسعود و قضاة و ولاة و خلقى از بزرگان و اعيان شهر قرآن به دست بيرون آمدند و به انواع مراسم استقبال بجا آوردند . التاجو ايشان را استمالت كرد و لشكر خود را كه براى غارت شهر آستين بالا و دامن بر كمر زده بودند از تعرض ممنوع داشت و عازم سواحل شد تا سلجوق شاه را بچنگ آورد . سلجوق شاه به قصد مقابله با لشكر مغول از خورشيف بازگشت . دو لشكر در كازرون به هم رسيدند و ميانشان جنگى سخت درگرفت . از جانب التاجو ملك ايگ به ميدان رفت . سلجوق شاه خود به مقابله پرداخت و او را بكشت در اين حال لشكر مغول يكباره هجوم آورد و لشكر شول و لر كه همراه سلجوق شاه بودند رو به هزيمت نهادند . سلجوق شاه خود با گروهى از خواص ترك و مماليك خود تكوپوئى كردند از جمله بيكليك يكى از غلامان او در آن روز شجاعتى نمود . بناگاه اسب سلجوق شاه بر زمين خورد . يكى از غلامان پياده شد و اسب خود پيشكش نمود . شاه سوار شد و با بيكليك و چند تن از خواص خود بگريخت و به مرقد قطب الاولياء شيخ مرشد « 1 » قدس اللّه سره تحصن جست . لشكر مغول مسجدى را كه مرقد شيخ در آن بود محاصره كرد . صداى استغاثهء مؤمن و مشرك در يك ديگر پيوسته بود . سلجوق شاه بر بالين مرقد شيخ آمد و به يك ضربت دست صندوق تربت را بشكست و دور انداخت و گفت : شيخا كار به تنگ آمد و نام به ننگ بدل شد هنگام معونت و مدد است . روايت است كه شيخ [ 188 ] خود اجازت داده كه هرگاه در كازرون حادثهاى هولناك پديدار شد سنگ تربت او را از جاى بردارند تا همت او دافع آن حادثه باشد اما در اين حادثه روان شيخ مددى نكرد . بيكليك عرضه داشت كه مقدارى از خزائن برگيرند و بناگاه رو بگريز نهند و جان خود خلاص نمايند . سلجوق شاه را كه ضخامت جثه مانع از آن بود كه در فرار چابك باشد گفت : تو اگر توانى جان خويش برهان بيكليك با چند تن از فرزندان خود با مقدارى از خزائن بناگاه بيرون تاخت . علاء الدوله او را تعقيب كرد [ 189 ] بيكليك تيرى زهرآلود بدست او زد و او را به ديار عدم فرستاد و خود به بصره رفت و از آنجا به مصر شد و تا پايان عمر به خوشى بزيست . چون بيكليك برفت مغولان به درون مسجد آمدند و خلق كثيرى از تركان و اهالى
--> ( 1 ) - مراد شيخ ابو اسحاق كازرونى است .